آدم مریخی تنها حالا دیگه به معنای واقعی خیلی تنهاست .
آدم مریخی عجیب و غریب که تو خلوت خودش فقط به دنبال مریخی های سرگشته و حیرون و ویلون میگرده دیگه تو فکر خودش مونده که تنهایشو با چی و کی پرکنه.
آدم مریخیا خیلی کمن و اونقدر مثل خودش عتیقه ان که هم شکل اونا روعمرن اگه به پیدا کرد.
آدم مریخی تنها دلش سفر میخواد. دلش آرامش میخواد. دلش تنهایی و غربت میخواد.
آدم مریخی تنها الان که داره مینویسه بازم حس میکنه که چقدر بی کس و تنهاست .
آدم مریخی تنها اونقدر مریخی فکر میکنه که دور و برشو تاریک و سیاه مثل خود آسمون بی جو مریخ میبینه.
آدم مریخی تنها اونقدر تو تنهایی خودش تک و تنها فکر میکنه که تو وجود خود دلگیر میشه و از غصه تنهاییاش یه هو میذاره دق میکنه.
آدم مریخی تنها ...
آدم مریخی تنها ...

